كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

632

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

لطيفهء وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ « 33 » پيدا آمد و اختر ظفر از مشرق مراد تابان شد . بيت صبح ظفر از مشرق اميد برآمد * اصحاب غرض را شب سودا به سرآمد از غنچهء پيكان و ز باد دم شمشير * بشكفت گل فتح و نسيم ظفر آمد « 34 » و ميرزا ابو القاسم بابر بر آن فتح نامدار شكر حضرت پروردگار به جاى آورد و آن جماعت كه اظهار شجاعت كرده بودند به مواهب انعام و مواجب اكرام اختصاص يافته از ابر احسان و بحر عاطفت بىكران نصابى وافى و نصيبى وافر گرفتند و سپاه ظفر پناه از غنايم بسيار كان يسار و بحر استظهار شدند و ولايت سارى كه طريق استخلاص آن بر خسروان جهان بسته بود گشاده گشت و در قبضهء اقتدار آمده در حريم ملك افزود . قطعه « 35 » ترا به ملك زمين تهنيت نيارم گفت * كه عقل را بود اين‌جا مجال طنازى سپهر و مهر به خاك در تو مىنازند * بسيط خاك چه باشد كه تو بدان نازى و موكب منصور عزم بلدهء سارى نموده هماى دولت سايهء سعادت بر آن خطه انداخت و والى سارى كه از صدمت جنگ در جنگلها متوارى شده بود . بيت فروگرفت جهان را مهابت تو چنان « 36 » * كه هست دم‌زدن دشمنت به دشوارى

--> ( 33 ) . آل عمران 126 . ( 34 ) . كليات سلمان ساوجى ص 60 . ( 35 ) . قصايد ظهير فاريابى ص 65 . ( 36 ) . قصايد ظهير فاريابى ص 11 : زحشمت تو چنان تنگ شد فضاى جهان .